تبلیغات
مدرسه ی شاد
مدرسه ی شاد
مدرسه ای شاد برای دانش آموزان شاد

همچنانکه خاطرات خوش دوران مدرسه برای همیشه در ذهن ماندگار است حادثه های تلخ رفتارهای تحقیرآمیز کلمات تلخ معلم ناظم و مدیر و حتی سخنهای بابای مدرسه هم هیچ گاه از صفحه ذهنمان پاک نمی شود.
کاش قبول داشتیم حال که کارشناس فیزیک یا حتی از آن بالاتر شدیم این معلم بود که ما را عاشق درس فیزیک کرد او اخلاق و سرشت انسانیت را با درس فیزیک مخلوط کرد و این عنصر را به خورد ما داد تا فیزیک با وجودمان ترکیب شود و دیگر از ما تجزیه نشود.
کاش قبول داشتیم که مدرسه حتی مسیر زندگی ما را تغییر داده و بسیاری از دانش آموزان که روزگاری عاشق شغل معلمی بودند اکنون از آن گریزان هستند چرا که شاید دانش آموزی با دیدن رفتارهای یک معلم از شغل معلمی بیزار شود.
یادم نمی رود که اکثر اوقات ناظم با یک چوب چندمتری همیشه دنبال مجرم می گشت خدایا این جا مدرسه است یا زندان و آقای ناظم به اوضاع مدرسه نظم می دهد یا مجرمین را دستگیر می کند و آنها را توبیخ می کند
یادم نمی رود که ناظم و معلم ها اول سال زیر زمین درداری را به دانش آموزان تازه وارد نشان می دادند و می گفتند. « بچه ها این جا سیاهچال است اگر درس نخواندید اگر اخلاق شما درست نبود و هزاران اگرهای دیگر شما را در این سیاهچال می اندازیم . » و کسی جز خدا نمی داند که شبهایی خواب می دیدیم که مار دو سری از سیاهچال بیرون می آمد و پای ما را به درون آن می کشید!
البته امروزه آن اوضاع بهتر شده ولی هنوز بسیاری از بچه ها عاشق مدرسه نیستند. آنها به کلاس درس می روند تا تعلیم و تربیت بیاموزند. شک نداریم که در این کلاس ها تصمیمات و اقداماتی هم انجام می شود که در راستای آموزش بهتر و موثرتر قرار می گیرد اما همین کلاس ها می تواند هم کسل کننده و هم پویا و متحول باشد. که این به نحوه برخورد والدین مدرسه معلم ها و نظام آموزشی دارد.
شک نداریم که آشنایی با محیط مدرسه نظم و ترتیب و قوانین حاکم بر آن که لازمه ی فعالیت های آموزشی است کمی برای دانش آموزان مشکل است اما این مشکلات با یاری والدین و کادر آموزشی قابل حل است .
به عنوان مثال کودکی که یکباره از خانه راهی مدرسه می شود با ایجاد رابطه عاطفی با معلم می تواند ترس و دلهره ای که دارد کم شود. این رابطه عاطفی می تواند با خواندن او با اسم کوچک رفتاری عادلانه گرفتن جشن های تولد و حتی تقسیم نگاه در طول کلاس برقرار شود. و در این صورت است که او مایل به ماندن در مدرسه می شود.
و یا در سطح بالاتر معلمین باید فضای کلاس را آزاد بگذارد تا دانش آموزان بتوانند راحت به بحث و گفتگو بپردازد. و به دیگران نیز بیاموزند که به گفتگو و عقاید دوستانشان احترام بگذارند. و این معلم است که باید اندیشه ها و عقاید آنان را ستایش کند و نه اینکه او و بچه های دیگر تنها در پی عیب جویی باشند. چرا که این مساله موجب می شود دانش آموزان رشد عقلی و استقلال فکری پیدا نکنند.
در جستجوی راهکارهای نظری و عملی به سراغ برخی از والدین و دانش آموزان و کارشناسان رفتیم تا از نزدیک با آنها صحبت کنیم و نظراتشان را بشنویم .
خانم مرتضوی که خود را مادر دانش آموز کلاس سوم راهنمایی معرفی می کند و درباره علت کسل بودن دانش آموز در مدرسه می گوید : یکی از دلایل انزجار بچه ها از مدرسه اصرار بر خواندن کتاب است که اگر آنها قبل از هفت سالگی با کتاب دوست شوند و بفهمند که کتاب چه دوست خوبی است و چه مطالبی دارد خواندن درس و کتاب دیگر برایش کار مشکلی نیست و هم اینکه با خواندن کتاب آموخته های زیادی کسب می کند که در طی مدرسه وقتی معلم سئوالاتی خارج از درس می پرسد با جواب دادن درست به آن احساس لذت بخشی به او دست می دهد. به خصوص وقتی از سمت معلم تشویق بشود دوست دارد هر روز این تشویق را برای خود فراهم آورد.
وی می افزاید : من خودم سالها پیش هر شب پیش از اینکه دخترم بخوابد برایش کتاب می خواندم و دخترم هم با دقت گوش می داد و سئولات خوبی هم می پرسید که نتیجه می گرفتیم کتاب برای او قابل فهم است . حتی او را مرتب به کتابفروشی می بردم و برایش چند کتاب با انتخاب خودش می خریدم تا به دانش و آموخته های فرزندم اضافه شود تا بتواند در مدرسه زمینه ی علمی خوبی داشته باشد.
خانم مرتضوی ادامه می دهد : در این میان من و پدرش نیز بسیار مطالعه می کنیم تا هم دارای اندوخته های بیشتری باشیم و هم فرزندمان را علاقمند کنیم چون وقتی خودم چندین ساعت پای برنامه های معمولی تلویزیون می نشینم نمی توانم فرزندم را به درس و کتاب تشویق کنم . چون همانطور که می دانید فرزندان از آن چیزی که ما هستیم پیروی می کنند نه آن چیزی که به آنها می گوییم .
سعید ذبیحی ولی یک دانش آموز کلاس سوم راهنمایی نیز در این باره می گوید : شاید یکی از دلایل کسالت دانش آموزان این است که معلم عاشقانه به کلاس درس نمی آید تا کسی هم عاشق درسش شود. ممکن است رنگ و پوشش دیوارها ساختمانهای مدرن و وسایل کمک آموزشی عالی و... بی تاثیر نباشد ولی آنچه که از همه ی آنها مهم تر است رفتار معلم و شیوه ی تدریس اوست که حتی تنبل ترین دانش آموزان را به خود جلب می کند و آنها را عاشق درس می سازد.
وی می افزاید : من خودم دانش جو بودم باور نمی کنید سر کلاس یک استاد چشم ما تنها به عقربه های ساعت بود و گاهی از بچه ها می خواستیم که به جای ما حاضر بگویند یا اسم ما را جز حاضرین بنویسند ولی سر کلاس استاد دیگر که حتی حاضر و غایبی هم در کار نبود کلاس همیشه شلوغ بود و حتی پس از پایان ساعت دوست نداشتیم کلاس را ترک کنیم و با استاد مباحثه می کردیم و ایشان بسیار عاشقانه مباحث درس را به ما گوشزد می کرد. نمی دانم از سواد بالای ایشان بود یا از رفتار خوب که اینگونه دانش جویان را شیفته ی خود کرده بود.
وی همچنین ادامه می دهد که معلم باید در میان دانش آموزان ایجاد انگیزه کند و در کنار رفتار مناسب با جایزه و یا تشویق یا راههای درست دیگر آنها را به خواندن درس و پیشرفت و ترقی ترغیب نماید.
خانم اسماعیلی یک مادر دانش آموز هم در این باره به گزارشگر ما می گوید : به نظر من نوع تدریس معلم بسیار اهمیت دارد معلمی که از سواد بالایی برخوردار است همراه با تجربه خود می تواند کلاس را به خوبی اداره کند متاسفانه بعضی از معلمین تنها در حیطه درس و کتاب اطلاعات دارند. اگر اینگونه نباشد او می تواند در لابلای درس مباحث جدید و جذابی را عنوان کند و حتی برای اثبات این مباحث برای بچه ها سئوالات و معماهای بسیاری را مطرح کند. با داستانهای شیرین و تاریخی حکایات متفاوتی را نیز بگوید از آیات و روایات کمک بگیرد تا کلاس همراه با یادگیری کتاب کسل کننده نباشد.
وی ادامه می دهد : در چنین شرایطی بسیاری از دانش آموزان برای اینکه همراه کلاس باشند به مطالعه بیشتر روی می آورند چون کتاب باید یک راهنما باشد و نباید تنها به مطالب آن اکتفا کند آن قدر باید از موضوع کتاب فراتر روند که مطالب آن بسیار کم و ناچیز درنظر دانش آموزان بیاید در نتیجه یادگیری آن آسان شود. بچه های ما باید به عشق یادگیری به مدرسه بروند نه از ترس امتحان یا تنبیه معلم یا توبیخ ناظم . این مساله درست به مانند این است که ما به خاطر نرفتن جهنم دروغ نگوییم در حالی که چه زیبا و دوست داشتنی است که ما به خاطر عشق و علاقه به خداوند به فرامین او عمل کنیم و از دستورهایش سرپیچی نکنیم .
در این باره به سراغ دانش آموزان هم رفتیم محمود باخدا دانش آموز کلاس سوم دبیرستان در این باره به گزارشگر ما می گوید : فصل تابستان را دوست دارم ولی به محض شروع سال تحصیلی ماتم می گیرم چون از طرفی محیط مدرسه خشک و بی روح است و از طرفی دیگر باید همیشه در هراس و اضطراب باشیم . یا اینکه مثلا به دلایل کارهای نکرده متهم به دروغ گویی شویم .
من به طور کلی از پرخاشگری و اهانت ناظم و مدیر و معلم بیزارم چون جلوی دوستانم کوچک و تحقیر می شویم من دوست دارم با معلم ارتباط عاطفی برقرار کنم و در کنار آن به تحصیل بپردازم .
وی می گوید : سال گذشته به دلیل مشکلات خانوادگی اصلا حوصله درس خواندن نداشتم سرکلاس اصلا گوش نمی کردم حواسم کاملا پرت بود. اما معلم من در این مدت مرا جلوی بچه های تحقیر کرد و یا از کلاس بیرون کرد چون ایشان معتقد بودند من به خاطر شیطنت به درس گوش نمی دهم و ایشان هیچ وقت متوجه تغییر رفتار و مشکل خانوادگی من نشد. مگر نباید معلم نسبت به مسائل خانوادگی و رفتار ما حساسیت داشته باشد او نباید فقط درس بدهد و برود. ایجاد رابطه عاطفی موجب علاقه ما به این محیط دوم می شود و این علاقه هم موجب پیشرفت درس ما می گردد. چون وقتی من معلم خود را دوست داشته باشم نمی خواهم او را ناراحت کنم .
حمید سخاوت مند دانش آموز کلاس سوم راهنمایی هم می گوید : من عاشقانه به مدرسه نمی روم چون همه چیز در آن جا اجباری است . تکلیف سنگین و زیاد خواندن درس علی رغم بی حوصلگی انجام کارهای خاص در حالی که هیچ علاقه ای نداری .
وی ادامه می دهد : وقتی به خانه می روی گرفتن نمره 20 نیز خود یک مساله است . انگار اصلا نمره 18 برای دانش آموز نیست . دلهره و هراس از گرفتن نمره پایین بی اعتنایی یا تنبیه های سخت در نتیجه گرفتن این نمره و هزاران دلایل دیگر باعث می شود که دیگر عاشق مدرسه نباشیم .
آموزش مطالب را CD وی می افزاید : معلم ما مانند یک تلویزیون یا تند و تند بیان می کند و جلسه دیگر نیز ما را یک ضبط صوت فرض می کنند و انگار کلیدی را فشار می دهد که باید ما همه مطالب گفته شده را نکته به نکته پس بدهیم . در حالیکه معلم باید ما را درک کنند و بداند ما دستگاه نیستیم . همین شیوه امتحان گرفتن همانند پتک بر سر دانش آموزان شد و ابزاری برای فشار بر دانش آموزان مطرح می شود.
در همین زمینه آقای علی اکبر کیانی پناه با 30 سال سابقه وپژوهشگر نمونه کشوری در سال 84 و دبیر دبیرستانهای منطقه 15 تهران درباره علل ملال آور بودن محیط درس و مدرسه برای دانش آموزان به گزارشگر ما می گوید : این مشکل از چند جهت شکل می گیرد که ما عوارض سو آن را در کلاس می بینیم یکی از این عوامل عدم ارتباط مطالب درسی با مسایل زندگی است . در حالیکه موضوعات درسی باید با موضوعات روز جامعه دانش آموزان و خانواده ها تجانس داشته باشد.
وی ادامه می دهد : البته در سه ـ چهار سال اخیر کارهایی در این زمینه شروع شده ولی انجام کارها آنقدر روند کندی دارد که نمی توان آن را به عنوان تحول حساب کرد در حالیکه وقتی دانش آموز مطالب را می خواند و آن را در جهت مقابل واقعیت های زندگی جامعه می بیند باید انصاف بدهیم که دانش آموز نمی تواند ارتباط صحیحی با درس معلم برقرار سازد.
این مدرس آموزش خانواده می افزاید : سئوال اصلی این است که چرا دانش آموزان ما علاقه ای به حفظ کتاب های درسی به عنوان یک منبع علم و اطلاعات ندارند و پس از پایان سال تحصیلی کتاب درسی را پاره و نابود می کنند در حالیکه این کار دانش آموز پیام بسیار بزرگی برای من معلم و متولیان وزارت آموزش وپرورش دارد که بدانیم این دانش آموز با زبان بی زبانی می گوید که کتاب را فقط بخاطر نمره اش حفظ کرده بود.
آقای کیانی پناه می افزاید : هر معلمی هم می تواند در هر ساعت درس خود را محک بزند کافی است دقت کند که دانش آموزان چگونه در کلاس می نشینند اگر منتظر خوردن زنگ هستند و دانش آموزان منتظر فرار از کلاس می باشند اگر در کار خود دانشمند بزرگی هم باشد معلم موفقی نیست زیرا نتوانسته در دل دانش آموز جای پیدا کند.
وی ادامه می دهد : توصیه ام به معلمان این است که اگر عدم علاقه دانش آموزان در کلاس را دیدند بدانند معلم موفقی نیستند و باید در روش های خود تجدیدنظر کنند و این می تواند برای تمام درس ها مصداق داشته باشد.
این معلم با سابقه زبان انگلیسی می گوید : ما معلمان باید قبول کنیم که با روش سخنرانی که بوی کهنگی از آن به مشام آید و به هیچ وجه با روش های نوین تدریس سنخیتی ندارد نمی توانیم دانش آموزان را راضی نگه داریم زیرا با این کار دانش آموز را به یک عنصر منفعل و بیچاره ای تبدیل می کنیم که فقط از او می خواهیم سکوت کند و با دهانی باز به صحبت های معلم گوش دهد.
وی می گوید : دانش آموز باید در کلاس درس را بفهمد و در خانه برای تجدید خاطرات خوش کلاس مطالعه کند در این شیوه همه جسم و روح دانش آموز در کلاس درس حضور دارد و کاملا فعالانه عمل می کند در غیراینصورت هیچگاه یادگیری واقعی اتفاق نمی افتد.
آقای کیانی پناه می افزاید : نتیجه گفته ها تنها به شنیده ها تبدیل می شود که چیزی از یادگیری را در خود ندارد ولی نتیجه روش های فعال تدریس معلم برای دانش آموز به یافته ها بدل می شود که یک عمری در ذهن دانش آموز باقی خواهد ماند.
وی دغدغه معیشتی معلمان را هم یکی از عوامل منفی اثرگذار در نحوه تدریس معلم می داند و می افزاید : به دلیل غلبه مشکلات بر معلم و آگاهی دانش آموزان از رفتار معلم کلاس درس برای دانش آموزان کسل کننده می شود.
اگرچه نمی توان از معیشت معلمان غافل بود اما در مقابل باید یقین دانست درآمد هیچ کار فرهنگی حتی هنری و تحقیقی و پژوهشی هم نه در ایران بلکه در هیچ کشوری به پای تجارت بازاریابی یا دلالی و واسطه گری نمی رسد و اگر قرار باشد ملاک فعالیت معلمان را با پول سنجید هیچگاه قادر به مقایسه با مشاغل درآمدزای کاذب نخواهیم بود و کسی که قدم در عرصه معلمی می گذارد باید به رسالت خود آگاه باشد و بداند در این حرفه همانند همه حرفه های فرهنگی نمی توان پول پارو کرد یا خود را با مشاغل غیرفرهنگی و هنری مقایسه کرد.
در این باره آقای کیانی پناه می گوید : این اصل پذیرفتنی است که هیچ کاری باارزش ایجاد نخواهد شد مگر اینکه عشق به آن کار در وجود افراد باشد و معلمی هم از آن مستثنی نیست و معلمی هم مانند هنرمندی است که علیرغم درآمد کم صرفا به عشق آن هنر خود را در عذاب قرار می دهد و عاشقانه کار خود را پی می گیرد.
وی ادامه می دهد : البته این باید جزو تفکر معلم باشد ولی نمی توان پندار دانش آموز را هم که در اوج احساس است با آن هماهنگ کرد.
می می افزاید : وقتی می بینیم ذهن دانش آموز بر اثر مسایل و مشکلات جامعه تخریب شده یک معلم در دو ساعت هفته چه میزان می تواند تحول آفرین باشد

به هر حال علت بی رغبتی دانش آموزان در مدرسه عوامل عام و گسترده ای دارد ولی رکن اصلی ایجاد رغبت در کلاس درس همانا معلم است و در ساختار آموزش وپرورش باید به گونه ای برنامه ریزی و طراحی صورت گیرد که معلمان کلاس های درس خود را شادتر مدیریت کنند و این حد امکانات در مدارس وجود دارد کما اینکه بسیاری از معلمان باذوق و قریحه خود کلاس را شاد نگه می دارند.
ما براین باوریم که برای ارتقا علمی و فکری دانش آموزان باید از در و دیوار مدرسه از مدیر گرفته تا فضای حیاط و کلاس و نگار معلم باید شادی ببارد هم واژه ها می تواند شادی آفرین باشد و این شادی یقینا با لوس بودن تفاوت دارد اگر معلم به این مساله باور داشته باشد و آن را به دانش آموزان هم منتقل کند. برگ برنده بزرگی در اختیار معلم خواهد بود.
امروزه شاد بودن یک ضرورت علمی برای مقابله با کسالت موجود در مدارس است و به اعتقاد روانشناسان مناسب ترین زمان برای انتقال مفاهیم علمی و تربیتی قرار داشتن دانش آموزان در اوج شادی روحی است و یک معلم هنرمند قادر خواهد بود این فضا را به خوبی ایجاد کند. در گزارش آینده به بخش های دیگر و اصل رسیدن به این فضا خواهیم پرداخت .
همچنانکه خاطرات خوش دوران مدرسه برای همیشه در ذهن افراد ماندگار است حادثه های تلخ رفتارهای تحقیرآمیز و تبعیض دار کلمات تلخ معلم ناظم و مدیر و ... هم هیچگاه از صفحه ذهن پاک نمی شود
یک دانش آموز : محیط مدرسه بسیار خشک و بی روح است و دانش آموزان همیشه در ترس و اضطراب هستند که در بسیاری موارد به دلیل کارهای نکرده متهم به درغگویی و از طرف مسئولان مدرسه تحقیر می شوند
کیانی پناه معلم پژوهشگر نمونه سال 84 کشوری : معلمی که نتواند با دانش آموزان ارتباط کلامی برقرار کند حتی اگر دانشمند هم باشد معلم موفقی نخواهد بود زیرا دانش آموزان در کلاس او احساس خستگی و کسالت خواهند داشت .
امروزه شاد بودن یک ضرورت علمی برای مقابله با کسالت موجود در مدارس است و به اعتقاد روانشناسان مناسب ترین زمان برای انتقال مفاهیم علمی و تربیتی قرار داشتن دانش آموزان در اوج شادی روحی است

 





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 بهمن 1389 توسط سعیده خفاف
درباره وبلاگ

آرشیو مطالب

آخرین مطالب

نویسندگان

نظر سنجی

لینكستان

آمار سایت



جاوا اسكریپت

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
سخنان بزرگان

دانلود اهنگ

دانلود

دانلود رایگان

دانلود نرم افزار

دانلود فیلم

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

شارژ ایرانسل

تک باکس

دانلود نرم افزار